مطالب من در روزنامه کرمان امروز.(ماجراهای من و داداشم)

خرید بک لینک
  1. ماجراهای من و داداشم

    به قلم
    علی اکبر دامغانی

    قسمت اول

    بیچاره داداشم دلش به حال من سوخته بود پیش خودش گفته بود برادرم چند وقتی است گردشی جایی نرفته بیام اونو ببرم مدتی پیش خودم. آمد، گفت: دلت می خواد همراه من بیای. جواب دادم بله از خدا می خواهم. گفت: باشه برو کاراتو انجام بده لباسات جمع کن از پدر و مادر خداحافظی کن، بیا برویم. خب من چنین کاری کردم خوشحال بودم و در پوست خود نمی گنجیدم رفتم به همراهش. چون او معلم بود و در یک روستا از توابع کوهبنان خدمت می کرد. صبح که حرکت کردیم بعدازظهر رسیدیم. در روستا وارد منزلش شدم، اتاقش فرشی نداشت. پرسیدم داداش اینجا که خیلی سرد است. جواب داد چرا سرد بیا برویم یک فرشی گیر بیاوریم شاید هم فرشی خریدیم و ادامه داد و گفت اینجا قالی بافی زیاد است. رفتیم یک قالی خرید. کلیدهای منزلش دست من بود.
    نفهمیدم توی قالیباف خانه جا ماند. کنار قنات روستا که قالی را پهن کردند آنجا افتاد سرانجام آمدیم درب خانه کلیدها نبود به ناچار داداشم از دیوار رفت بالا و وارد خانه شد. درب را باز کرد اما چه فایده کلید اتاقها هم همراه کلید منزل بود حالا شام هم نخورده بودیم جایی برای خوابیدن هم نبود لذا درب مطبخ که روی حیاط بود راهی جور بود باز کرد آمدیم وارد مطبخ شدیم، یک چراغ بادی (فانوس) کوچک را روشن کرد و به من گفت مجبوریم امشب را همین جا بخوابیم تا فردا کلیدها پیدا شود. کارتن مقوایی مخصوص بخاری بود هر چه بود آن را از هم باز کرد و به عنوان زیرانداز در کف مطبخ انداخت قالی را هم به عنوان پتو و رو انداز روی خود انداختیم و خوابیدیم. زیر قالی خیلی گرم بود نصفه های شب کمی سردم شد. از طرف سنگینی قالی اذیت آزارش شروع شده بود و قالی کمی پایین رفته بود. داداشم بیدار شد و محکم قالی به طرف سر کشید که من یخ نکنم اما محکم به زیر گلوی من خورد و نفسم غرق شد و شروع کردم به دست و پا زدن. فکر کنم از حال رفته بودم که صبح روز بعد داداشم می گفت تو را به یک بدبختی به حال آوردم....


برچسبها: ماجراهای من و داداشم, من و داداشم, خاطرات من, فعالیتهای من
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 15:11 توسط علی اکبر دامغانی |
خاطرات دو زمانه...

ما را در سایت خاطرات دو زمانه دنبال می‌کنید

برچسب: مطالب,روزنامه,کرمان,امروزماجراهای,داداشم, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:18

صفحه بندی